سخن مدير مسئول
در پي انتشار شمارة نخست مجلة “نامة انسانشناسي” گروهي از دوستان انجمن خواستار آن شدند كه در اين شماره شرح كوتاهي از چگونگي تأسيس انجمن انسانشناسي ايران و فعاليتهاي آن منتشر شود.درپاسخ به اين درخواست سخن اين شماره را به اين موضوع اختصاص داديم:
نخستين جلسه هيأت مؤسس انجمن انسان شناسي ايران در خرداد ماه 1379 با شركت بيش از 15 نفر از صاحبنظران و پيشكسوتان اين رشته و رشته هاي وابستة آن (زبانشناسي، باستانشناسي، جامعهشناسي، تاريخ، هنر، جغرافياي فرهنگي و ….) در دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران تشكيل شد. دراين جلسه ابتدا ضرورت تشكيل چنين انجمني و سپس اهداف آن مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و اساسنامة اولية آن تدوين گرديد. سپس درجلسة ديگري در تيرماه همان سال، پس از بررسيهاي دقيقتر خطمشيهاي انجمن، اساسنامه شكل قطعي به خود گرفت و براي تصويب نهايي در مجمع عمومي آماده شد.
در تاريخ 19 مهر ماه 1379 نخستين جلسة مجمع عمومي در تالار ابنخلدون دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران با حضور بيش از يكصدنفر از صاحبنظران سراسر كشور و همچنين نمايندة رسمي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تشكيل شد. در اين جلسه ابتدا آقايان دكتر محمدحسن گنجي، دكتر محمود روحالاميني، دكترجواد صفينژاد، مرحوم دكتر يحيي ذكاء، دكتر مرتضي كتبي و دكتر محمدعلي يوسفيزاده به عنوان هيأت رئيسه موقت و براي نظارت برتصويب اساسنامه و انتخابات هيأت رئيسه برگزيده شدند و اساسنامه انجمن پس از طرح و بررسي مجدد به تصويب نهايي رسيد .
پس از آن ، طي دو مرحله رأيگيري براي انتخاب 9 نفراعضاء هيأترئيسه و بازرسين به صورت مخفي انجام شد و از بين حدود بيست نفر نامزد حاضر در جلسه، 7 نفر به عنوان هيأترئيسه و 2 نفر به عنوان بازرس به ترتيب اكثريت آراء به شرح زير انتخاب گرديدند، و پس از انتخابات داخلي در سمتهاي ذكرشده مشغول به كار شدند:
1ـ جلالالدين رفيعفر (رئيس)
2ـ ناصر فكوهي(نائب رئيس)
3ـ يحيي مدرسي تهراني(منشي)
4ـ علياصغر بلوكباشي(دبير)
5ـ محسن ثلاثي(خزانهدار)
6ـ فريده مجيدي خامنه(عليالبدل)
7ـ سپيده پارساپژوه (عليالبدل)
8ـ زليخا نظري داشلي برون(بازرس)
9ـ محمدعلي يوسفيزاده(عليالبدل)
انجمن انسانشناسي ايران با درج اعلامية تاسيس آن در روزنامة رسمي مورخ 30 بهمن ماه 1380 به طور رسمي به ثبت رسيد و از آن پس فعاليتهاي رسمي خود را آغاز كرد. انجمن در حال حاضر بالغ بر 160 نفر عضو دارد كه از بين آنها حدود 97 نفر عضو پيوسته ، ( داراي حق رأي)، 56 نفر عضو دانشجويي و حدود 8 نفر عضو وابسته هستند.
جلالالدين رفيعفر
سخن سردبير
انتشار نخستين شمارة “ نامة انسانشناسي” با استقبال بسيار خوبي از جانب انديشمندان، اساتيد و دست اندركاران اين رشته روبرو شد. بسياري به ما تبريك گفتند كه سرانجام توانستهايم به ياري پيشكسوتان و ارادة دانشگاهيان جوانتر، نخستين مجلة علمي انسانشناسي را در ايران منتشر كنيم و پاسخي در تناسب با رشد پويا و قدرتمند آن در دهة اخير در كشور خود عرضه نماييم. با اين همه خردهگيري و انتقادها نيز جاي خود را داشتند. اغلب اين نقدها از موضع حسننيت وبراي بهبود كار عرضه شدند و به ويژه بر لزوم بهتر شدن و دقت بيشتر در روشها و قالبهاي مجله تأكيد داشتند.
ما نيز ضمن پذيرش تمامي انتقادها واستقبال از اظهار نظرهاي آينده، تلاش خود را معطوف آن كرديم و خواهيم كرد كه در حد توان خويش اين مشكلات را از ميان برداريم.
شمارة كنوني با تاخير نسبتا زيادي به انتشار مي رسد كه دليل آن را بايد امكانات بسيار محدود مجله و در عين حال پاي فشاري ما بر حفظ كيفيت بالاي آن دانست. با اين وجود اميدواريم اين نقصان بتواند تا پايان سال جاري تا اندازه زيادي از ميان برداشته شود. در جلسات متعدد هيئت تحريريه مجله تصميمات متعددي براي بهبود كار اتخاذ شد كه به برخي از آنها مي توان در اينجا اشاره كرد. از جمله نكات مورد تاكيد تغيير نام بخش “نقد كتاب” به “نقد و بررسي” بود تا در آن بتوان مقالات نظري و نقدهاي مربوط به ساير اشكال رسانهاي(براي مثال فيلمهاي اتنوگرافيك) را نيز جاي داد. نكته ديگر لزوم تقويت بخش خارجي مجله بود كه اين كار تنها در دراز مدت و با شناخته شدن هر چه بيشتر مجله امكانپذير خواهد بود. بخش يادبود كماكان به تجليل و در عين حال معرفي علمي مهمترين چهرههاي انسانشناسي و ساير انديشمنداني كه نقشي مستقيم يا غير مستقيم در پيشرفت اين علم در ايران و در جهان داشتهاند اختصاص خواهد داشت. تكته ديگري كه بار ديگر مورد توجه قرار گرفت تركيبي و گوناگون بودن موضوعهاي مورد بررسي در مجله است كه شايد برخي از انديشمندان به آن خرده بگيرند، اما بايد توجه داشت كه اين تنوع موضوعي جز تصويري (حتي ناقص) از گوناگوني واقعي حوزههاي انسان شناسي نيست. دراين باره شايد بتوان به نمونه انجمنهاي بزرگ انسانشناسي جهان، از جمله انجمن انسان شناسي امريكا، اشاره كرد كه با چندين هزار عضو، دهها حوزة اختصاصي داشته و هريك از آن ها چندين مجلة علمي منتشر ميكنند. آرزوي ما براي انسان شناسي ايران نيز چنين است: برخورداري ا ز رشدي موزون وحساب شده و رسيدن به حد بالايي از شكوفايي علمي وكاربردي در كشوري كه از بيشترين منابع و بيشترين نيازها را به چنين رشد وشكوفايياي برخوردار است.
با اين وصف نكتهاي كه بايد در اينجا خاطر نشان كرد، محدوديتهاي بسيار شديد مجله از لحاظ امكانات مالي است. برغم آنكه تمام همكاران علمي مجله از مدير مسئول و سردبير گرفته تا نويسندگان مقالات و داوران، بدون كوچكترين چشم داشت و دريافتي، بخش بزرگي از وقت پر ارزش خود را در اختيار آن گذاشتهاند، تأمين هزينههاي فني حداقل مجله، وظيفهاي بسيار دشوار است، و كساني كه دستي در چنين كارهايي دارند به خوبي از آن آگاهند. به همين دليل نيز ما در عين حال كه تمام توان خود را صرف بهبود و كاهش كاستيها تا كمترين ميزان ممكن ميكنيم، كاملاً واقفيم كه مشكلات و نقصانهايي باقي خواهند ماند واز اين بابت از تمام دوستان خوبمان پوزش ميخواهيم و اميدواريم اين امر سبب دلسردي آنها در ارائه نفطه نظرات انتقادي وپر بارشان دربارة همة نكات شكلي ومحتوايي مربوط به “نامة انسان شناسي” نشود.
در نهايت، برنكته اي پاي فشاريم : تشويق وانتقاد دوستان كه از سر حسن نيت خير و دلسوزي آنهاست براي ما بزرگترين نقطه اتكا به شمار ميآيد، اما در برابر ساير موارد، كه متأسفانه تعداد آنها اندك نبوده و شايد در آينده حتي رو به فزوني گذارد و به مثابه واكنشهايي به اقدامات مثبت، پيشينهاي دراز مدت در كشور ما دارند، پاسخ ما همواره ادامه كار با بهترين كيفيت ممكن و سكوت بوده است و از اين پس نيز چنين خواهد بود.
ناصر فكوهي
افزاد: همبستگي اجتماعي و خود اتكائي محلي در يك روستاي ايراني
فضاي سيبرنتيك به مثابة فضاي شهري: مطالعة موردي شهر تهران
مواريث مكتوب در تمدن آبي ايران
موسيقي و جشن در فرهنگهاي ايراني (بررسي نمونههايي از ايران، آسياي ميانه، قفقاز و افغانستان)
نگاهي به فرايند تاريخي تطور برخي اقوام ترك و عربتبار درحوزة فرهنگ ايراني
تولد الوهيت، تولد كشاورزي، انقلاب نمادها در دوره نوسنگي
فرهنگ ياريگري در ايران، درآمدي به مردم شناسي و جامعهشناسي تعاون